تبليغاتX
در کوچه های ناکجا آباد...
سفر به ناکجا آباد یعنی سفر بی پایان

 

سلام

چند روز دیگه باید برم مدرسه

دیروز بابای گلم چندتا سفارش به من کرد

-          دخترم داری میری مدرسه بچسب به درست

-          عزیزم کاری به کار معلما و مربیا نداشته باش

-          از کارای متفرقه بپرهیز

 

تو حرفای بابام چندتا نکته هست :

1-      یجوری درس بخونم که وقتی کارنامه ام رو گرفتم نمره هامو تقصیر کسی نیندازم

2-      وقتی معلما بجای شما ، به من گفتن تو کاریشون نداشته باشم

3-      از اونجا که وبلاگ من یکی از کارای متفرقه هست  و باید ازش بپرهیزم  بنابراین باید وبم رو پاک کنم

4-      قصد داشتم برای شورای دانش آموزی کاندید بشم باتوجه به سخن پدر عزیزم از این یکی هم صرف نظر می کنم

5-   و اما نتیجه ی آخر اینکه امریکا بد است و ما اسراییل رو از نقشه محو می کنیم ( برای دیدن عکسی در این زمینه به وبلاگ تصویر 85 مراجعه بفرمایید)

نترسید وبلاگم رو پاک نمی کنم و همین جا پشت این تریبون از همه ی عزیزان خواهش می کنم در خبرنامه عضو بشین و همینطور از تمام کسانی که تا بحال عضو شدن کمال تشکر را دارم

در واقع من دیگه وقت نمی کنم وقتی وبلاگم رو بروز کردم تو وب همه بیام و خبرشون کنم

برای همتون آرزوی موفقیت می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 18:16  توسط زهرا | 
خدای عزیزم همه می گن ماه رمضان ماه شماست
ماهی که دلامون رو که" یک سال چرکهای شیطانی به خودش گرفته" شست و شو میده
خداجون ماه رمضان ماهی ست که ما راحت تر می تونیم "آدمایی  که شبا با شکم خالی به رختخواب میرن " رو درک کنیم
دلم تنگه برای ماهت و برای یک ربنایی که هوامو عوض می کنه
برای شبای احیا که قرآن بسرم بگیرم و خیلی راحت صدات کنم
دور از مادیات واین دنیای کثیف
و چه زیباست پیوند بین تو و بنده هات
خدای من ازت سپاسگزارم
یه بار دیگه به من فرصت دادی
به من فرصت دادی تا سی روز پای سفره ی سحری بشینم و روز رو با جوارح روزه ام بگذرونم و سفره ی افطاررو بچینم
ما آدما زیبایی ها رو دوست داریم و ماه رمضان یکی از زیباترین ماه هاست
امیدوارم تمام استفاده رو از این ماه عزیز ببرم
التماس دعا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:8  توسط زهرا | 

فکرش رو می کردم پست قبلی حال بعضی هارو بگیره اما قصد من ضایع کردن یا حال گرفتن نبود

به هر حال برای آدمی مثل من انتقاد راهی برای رشد و ترقیه

فکر می کردم برای بقیه هم اینطوری باشه

به قول دوستم آرام غم این ندارم که دیوانه ام بخوانند و یا حرفهایم را گوش نکنند...

و اما پست امروزم

................................................................................................

 

همیشه دوست داشتم شعر بگم

یعنی اونقدر طبع شعرگویی داشته باشم که با دیدن هر صحنه ای زبانم به شعر گفتن باز بشه  این اتفاق برای من افتاد اولین باری که شعر گفتم فکر می کنم  بهمن ماه سال 85 بود چند روز پشت سر هم شعر می گفتم به نظر خودم بد نبود حتی دوستم که خودش شاعر هست تشویقم می کرد

اما با گذشت زمان و با آغاز سال جدید یه حس جدیدی بهم دست داد

احساس کردم نمی تونم

و جالب بدونید دیگه برای شعرام ارزشی قائل نبودم

شعر گفتن اونقدرا هم که فکر می کردم راحت نبود

در حال حاضر شاعران زیادی وجود داره که شعر می گن البته اگه بتونیم اسم سروده هاشون رو رو شعر بذاریم

قبول دارید بعضی از شعرا اونقدر مسخره هستند که ارزش خوندن ندارن

شاید این راجع به شعرای خودم هم صدق بکنه

من دیگه شعر نمی گم

چون احساس کردم استعدادش را ندارم اگه استعداد شعر گفتن ندارید اصلا شعر نگید

من آدم احساساتی نیستم در حالی که

شعرها احساس های شاعرند

شعرها اندیشه ها در ظاهرند

این یکی از شعرای من

 

در صدایت موج یک لبخند زیبا مانده است

در نگاهت حسرت دیدار سیما مانده است

درگذرگاه وجودت گر گلی روییده است

جای یک گلبرگ سرخ آشنا جا مانده است

 

اما این شعری که براتون می نویسم از حافظ هست

من خودم ارادت خاصی به حضرت حافظ دارم

بعضی وقتا که دلم بگیره فالش رو می گیرم

این یکی از شعرای حافظ هست

 

ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه

مست از خانه برون تاختهای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه درساختهای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای

قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای درانداختهای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

و از میان تیغ به ما آختهای یعنی چه

هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 17:45  توسط زهرا | 

 

می خوام چیزایی بنویسم که شاید به بعضی ها بربخوره

البته شخص خاصی رو نمی گم و منظور خاصی هم ندارم

ما برای چی وبلاگ می سازیم برای اینکه جهانی بشیم؟

برای اینکه سرگرمی داشته باشیم؟

یا یه جوری وقتمون رو پر کنیم؟

من دوستان زیادی دارم که وب دارن منظورم خود شما هستید که دارید مطلب وبم رو می خونید

وقتی ما می تونیم از این امکاناتی که داریم به نحوا احسن استفاده کنیم چرا یه سری مضخرفات( البته به عقیده ی من) بنویسیم

نمی خوام بگم خودم یه وبلاگ نویس حرفه ای ام و خیلی کارم درسته

نه، من از بیشتر شما کوچیکتر هستم و هیچ ادعایی هم ندارم

من خودم پارسال یه وب داشته به نام هر کجا باشم، آسمان مال من است و خیلی هم دوسش داشتم اما خیلی عادی و مسخره شده بود . من خودم چون دوستش داشتم متوجه نمی شدم تا اینکه برادرم به من گوشزد کرد و من شاید اون موقع ناراحت شدم ولی بعدش دیدم بهترین کارو کردم

_______________________________________________

اینکه توی یه پستشون یه جمله ی عاشقانه می نویسن و از ما می خوان نظر بدیم

یعنی چی؟

ما برای هرکاریمون یه هدف داریم

وقتی می گیم می خواهیم وبلاگ بسازیم

برای چی ؟

برای اینکه چند نفر بیان نظر بدن

آخه چه نظری؟

بین دوستای وبلاگم کسانی هستن که دارن به خوبی وبلاگ داری می کنن

یکی وب ورزشی داره

 خب

همه چیز رو دنبال می کنه با اطلاعات کامل میاد تو وبش می نویسه و به نظر من موفق هم هست

یکی میاد و از علم کامپیوترش استفاده می کنه و آموزشش رو میده

خلاصه از ما گفتن

اگه احساس کردید وبتون داره مسخره میشه سری پاکش کنید

چون اگه دیگران بهتون بگن خیلی بدتر از اینکه خودتون پاکش کنید
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 13:13  توسط زهرا | 
 
صفحه نخست
ایمیل من
آرشیو
درباره من
زندگی دفتری از خاطره هاست
یک نفر در دل شب
یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست
یک نفر هم سفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم
عمرمان می گذرد
ما همه همسفریم
+تقدیم به هرچی مسافره
............................
من ،زهرا کسی که به قول آلفای عزیزم در دنیای مجازی می خواد به دنیای واقعی خودش برسه
شاید بهتره بگم رشته ام ریاضی هست و مدرسه ی نمونه دولتی درس می خونم.
شاد باشید

پیوندهای روزانه
بچه های باصفای کلاس C8 + دکی
سایت آیت الله صانعی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دوستان
دل نوشته هایم برای ... (آرام عزیزم)
او برای همه(آلفای نازنینم ،در همین حد بگم ،عزیزترینم)
و خدایی که در این نزدیکی ست ...
خزان
شیدای زمانه (مهتاب نازنینم)
اینم وب ساراخانوم(شما بهش نگید ، خودش نمی دونه)
عکس برتر سال زبان تصویر و عکسهای دیدنی
زندگي براي لحظه حال(مهدیس جونم)
هیچکی
شبانه ها
وادی ( خیال پردازترین همکلاسی)
جک های جدید
با من غریبگی نکن
roozegare (گفتمان)
دوستت دارم ها...
اینجا میلاد می نویسد...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
باران خانم





Powered by WebGozar

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات