تبليغاتX
در کوچه های ناکجا آباد...
سفر به ناکجا آباد یعنی سفر بی پایان

سلام

نمی دونید با چه حالی دارم براتون می نویسم

اصولا هروقت تیم ملی و یا استقلال و بارسلونا بازی دارن از صبح برنامه ریزی می کنم تا با خیال راحت بازی رو ببینم امروز هم مطابق هربازی برنامه ریزی کردم و با خیال راحت به همراه خانواده بازی را تماشا کردم

وقتی بازی شروع شد گفتم ایران حتما می بره با توجه به sms ای هم که زده بودم

البته  منتظر بودم که گل اول وارد دروازه ی ایران بشه بعد ایران ببره

بازی شروع شد ایران گل نخورد

دوباره کره حمله کرد اما ایران کمکان گل نخورد

سوت نیمه ی اول زده شد

کارشناسی کردم و گفتم مهرزاد تعویض می شود

نیمه ی دوم شروع می شود

نه مهرزاد تعویض می شود و نه ایران گل می خورد

موقیعت هایی پیش آمد اما دروازه ی ایران هنوز بسته مانده بود

فریدون به بازی می آید ما امیدوار می شویم

دروازه ی ایران هنوز بسته  مانده است

ایران حمله می کند هاشمیان توپ را لو می دهد  مهدی سانتر می کند

اما ایران نه گل می زند نه گل می خورد

ما منتظر بودیم

و اما غلام به بازی می آید

خانه ی ما غرق سرور می شود گویی ایران گل زده است

اما غلام هم کاری نکرد سوت می خورد

 وقت ، وقت اضافه هست

کریمی پا به توب می شود دریبل می زند دفاع را بهم می ریزد

پاس می دهد اما کاش جواد شوتش را بهتر می زد

وقت در حال پایان یافتن است

حسن می داند پنالتی گرفتن راحت نیست

حسن می داند پنالتی خطر داره حسن

وقتی حسن تعویض می شود

بار دیگر ما به هوا می پریم وحید به بازی آمد ما خوشحالیم

سوت بازی می خورد

نگاهمان به دستهای وحید بود و به پای بازیکنانمان

همه چیز پیش می رفت اما کاش نمی دیدم زمانی که مهدی بد پنالتی زد

مهدی جان ناراحت نباش ما وحید را داریم

و وحید پاسخ می دهد

وحید پنالتی را می گیرد

بار دیگر امیدوار می شوم

غلام توپ را می کارد

ایول رضا هم مثل فریدون قشنگ توپ را گل کرد

وحید پنالتی بعد را نگرفت تا رسول توپ را خراب کند و آرزوهای یک ملت را برای رسیدن به قهرمانی به حقیقتی دست نیافتنی تبدیل کند

امیر می گوید : تقصیر من است

این کافی نیست

ایران حذف می شود عادل می گوید: چیزی از ارزش های تیم ما کم نشد

عادل راست می گوید؟؟؟؟؟؟

من دیگر حوصله ی هیچ کاری را ندارم حتی زبانی که فردا باید امتحانش را بدهم

شاید این ترم زبان من با پیروزی ایران راحت تر پاس می شد ولی نشد

زیاد نوشتم

من هنوز تیم ایران را دوست دارم اما ...

 استقلال رو عشقه

برام دعا کنید تا امتحانم را خوب بدم

راستی من موندم عضو شدن در خبرنامه چه چیزی از شما کم می کنه به خدا اینطوری خودتون هم راحت تر هستید

ایران همیشه قهرمان است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 17:58  توسط زهرا | 

سلام

من کارشناس نیستم ولی می خوام چیزایی را بنویسم که یه بچه ی هشت ساله هم می فهمه

اول دوست دارم یکی برای من کلمه بازیگر را  تعریف کنه

بازیگر یعنی چی؟

تعریف من اینه بازیگر یعنی کسی که هر نقشی را بتونه به نحواحسن بازی کنه

از یه آدم دیوونه گرفته تا یه مدیرعامل شرکت

از  یه آدم فقیر گرفته تا فرد ثروتمند

خلاصه نقشش را به نحو احسن بازی کنه ولی در حال حاضر ما می بینیم که شخصی مثل  اقای گلزار بیشتر از نقش دکتر، مدیر و عاشق و معشوق را نمی تونه بازی کنه

من نمی دونم این توانایی  را داره یا نه ( البته گلزار یه شخص نوعی هست ) اگه هم داشت حتما تا الان به نمایش می گذاشت

اصلا بزارید یه خانم  را بگم مثل افشار که دست کمی از گلزار و ... نداره

به نظر من بازیگر یعنی پرویز پرستویی یعنی اکبر عبدی و خیلی های دیگه که مجال گفتن نیست

من از هواداران گلزار و افشار معذرت می خوام

ولی این عقیده ی من هست و همه ی شما حق مخالفت دارید

من انتقاد پذیر هستم

خوشحال میشم  نظرات شما را بدونم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 12:18  توسط زهرا | 
سلام

خوبین؟ میلاد باسعادت حضرت فاطمه (س) را به تمام دوستای گلم و مادران عزیز تیریک می گم

هدیه ی امروز من به شما نوشته هایی هست که در سال ۱۳۵۵ میان یک جوان ۲۲ ساله و آیت الله طباطبایی مکاتبه شده است.

آنچه آن جوان سوال كرده است نياز آشكار يا نهان هر انسان مكلفي است، در هر فصلي از حيات كه باشد، آنگاه كه در پيچ و خم زندگي و در فراز و نشيب اين دنيا پاي گذارده و در تاريكناي اين مسير، كور مال كور مال در اميد مقصد است، و جواب علامه چراغي است راه نما از خضر، و تو! به هوش باش كه:

طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن      ظلمات است، بترس از خطر گمراهي

محضر مبارک حضرت آيت‌الله العظمي جناب آقاي طباطبايي

سلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته 

جواني هستم 22ساله، که تنها ممکن است شما باشيد که به اين سوال من 

          پاسخ گوييد. در محيط و شرايطي زندگي مي‌‌کنم که هواي نفس و آمال بر من   

تسلط فراوان دارند و مرا اسير خود ساخته‌اند و سبب باز ماندن من از حرکت به  

سوي الله شده‌اند. درخواستي که از شما دارم اين است که بفرماييد بدانم به  

 چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم شوم را که همگان

گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصيحت نمي‌خواهم،  

بلکه دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم.  

23/10/1355                                                                               

جوابي كه حضرت آيت الله در پشت همان نامه مرقوم كردند

  •                                        بسم الله الرحمن الرحيم

       سلام عليكم

       براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشته‌ايد

    لازم است همتي بر آورده و توبه نموده، به مراقبه و محاسبه بپردازيد.

     به این نحو که:

    هر روزه طرف صبح که از خواب بيدار مي‌شويد، قصد جدي کنيد که هر عملي

     پيش آيد، رضاي خدا- عَزَّ اسْمُهُ- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاري که

    مي‌خواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع

      اخروي نداشته باشد، انجام نخواهيد داد، هر چه باشد. و همين حال را تا شب،

     وقت خواب، ادامه خواهيد داد.

    وقت خواب، چهار- پنج دقيقه‌اي در کارهايي که روز انجام داده‌ايد، فکر کرده و

    يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد، هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته، شکر

    کنيدو هر کدام، تخلف شده استغفار کنيد و اين رَويه را هر روز ادامه دهيد.

    اين روش اگر چه در بادي حال[اولِ كار]، سخت و در ذائقه نفس تلخ مي‌باشد،

    ولي کليد نجات و رستگاري است.

    و هر شب، پيش از خواب توانستيد سُوَر مُسبِّحات [سوره‌هايي كه با تسبيح

    خداوند آغاز مي‌شوند] يعني: "سوره‌هاي حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن"

    را بخوانيد و اگر نتوانستيد، تنها "سوره حشر" را بخوانيد و پس از بيست روز از حال

    اشتغال،حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد. ان‌شاءالله موفق خواهيد بود.

     محمد حسين طباطبايي

        برگرفته از سایت  www. qom-rayaneh.blogfa.com

    دوستای عزیزنظر یادتون نره

     

    + نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 16:2  توسط زهرا | 

     سلام به بروبچه های خوب و طرفدار کوچه های ناکجا آباد

     نگاه زن به مرد خيره ماند

     قطره اشکي جاري شد

     شيطان در پشت پنجره اتاق پشيمان گشت از سجده نکردن بر آدمي

     خداوند گريست و خنديد

     فرشتگان در عرش و آسمانها فرياد کشان به اين سو وآنسو دويدند

     باران آمد

     فرشته اي بانگ برآورد

     خدايا عاشقان را غم مده

     او نمي داست که خدا خود عاشق است.

    + نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 20:16  توسط | 

    سلام بچه ها

    خوب هستین؟

    ببخشید می خواستم زودتر بنویسم ولی نشد.

    آخه کارنامه ام را گرفتم حسابی حالم را گرفت. انشالله سال بعد جبران می کنم البته همیشه همین را می گم.

    متن زیر را هم برای شما نوشتم البته حرف دل خودم نیست فقط چون قشنگ بود نوشتم.

    رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي.به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک).هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيدا شدي که براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم. لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت.تو ميري و من فقط نگاهت مي کنم.تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم. بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم.اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقيست.

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 8:24  توسط زهرا | 
     
    صفحه نخست
    ایمیل من
    آرشیو
    درباره من
    زندگی دفتری از خاطره هاست
    یک نفر در دل شب
    یک نفر در دل خاک
    یک نفر همدم خوشبختی هاست
    یک نفر هم سفر سختی هاست
    چشم تا باز کنیم
    عمرمان می گذرد
    ما همه همسفریم
    +تقدیم به هرچی مسافره
    ............................
    من ،زهرا کسی که به قول آلفای عزیزم در دنیای مجازی می خواد به دنیای واقعی خودش برسه
    شاید بهتره بگم رشته ام ریاضی هست و مدرسه ی نمونه دولتی درس می خونم.
    شاد باشید

    پیوندهای روزانه
    بچه های باصفای کلاس C8 + دکی
    سایت آیت الله صانعی
    آرشیو پیوندهای روزانه
    نوشته های پیشین
    شهریور 1387
    مرداد 1387
    تیر 1387
    خرداد 1387
    اردیبهشت 1387
    فروردین 1387
    اسفند 1386
    بهمن 1386
    دی 1386
    آذر 1386
    آبان 1386
    مهر 1386
    شهریور 1386
    مرداد 1386
    تیر 1386
    خرداد 1386
    دوستان
    دل نوشته هایم برای ... (آرام عزیزم)
    او برای همه(آلفای نازنینم ،در همین حد بگم ،عزیزترینم)
    و خدایی که در این نزدیکی ست ...
    خزان
    شیدای زمانه (مهتاب نازنینم)
    اینم وب ساراخانوم(شما بهش نگید ، خودش نمی دونه)
    عکس برتر سال زبان تصویر و عکسهای دیدنی
    زندگي براي لحظه حال(مهدیس جونم)
    هیچکی
    شبانه ها
    وادی ( خیال پردازترین همکلاسی)
    جک های جدید
    با من غریبگی نکن
    roozegare (گفتمان)
    دوستت دارم ها...
    اینجا میلاد می نویسد...
     

     RSS

    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    طراح قالب
    باران خانم





    Powered by WebGozar

    اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات